|
|
 |
 |
 |
 |
 |
 |
|
داستان ها |
اشعار
کاربران |
بزرگان ادبیات |
اشعار مدیر |
ورود اعضاء |
عضویت |
 |
نام شعر
:
عصر دل |
 |
نام مدیر و شاعر
:
جلال
نوع شعر :
شعر نو موضوع
شعر
:
اجتماعي گذشت آنچه ندانيم كه چه بود وچه گذشت عصر يخبندان عصر انسان نخستين عصر عرياني گذشت عصر غار عصر عجز وناتواني ها گذشت عصر دفن زندگان وكودكان عصر ننگ وبرده داريها گذشت عصر تيمور وسكندر عصر جنگ اول وثاني گذشت عصر بيماري گذشت تا ،كنون عصر من وتو آمدست عصر ماشين ،عصر دود عصر داده ،عصر فن عصر همراهي همراه عصر دات كام آمده است عصر فيلم وعكس وبازي آمدست عصر بمب چند تني يا اتمي،هيدروژني عصر گاز عصر اشك ،اعصاب وخردل آمدست عصر نفت وگاز خاور عصر نيرو آمدست عصر دنيا در سه بخش عصر قدرت ،عصر فرش وعصر عرش عصر دنيا در سه خط خط خون وعيش ومستي آمدست در سر پير وجوان چند هزاران شور وسودا آمدست وه عجب عصر عجيبي آمدست يك سؤال آيد به ذهن تا كنون عصر دلي هم آمدست !!!؟ |
|
|
|
 |
نام شعر
:
بيم هستي !! |
 |
نام مدیر و شاعر
:
جلال
نوع شعر :
موضوع
شعر
:
اگه از مــن تو بپرسي، منتـــظر چي نشستي؟******** من ميــگم خود تو هستي، اي اميد و بيم هستي !
نفـــس آخــــــره يکبـــــــار تـو بگو با مني يا نه؟ ******** تا، نــگي يه موقع اي يار، چـــــرا پاي من نشستي!
در هياهوي زمانه، عشـق و عاشقي کجا رفت؟******** شايد با نفـــــرت وکيـــنه درها رو به روش تو بستي !
حالا چي شده انـــــــگار يــــاد ما افتــاده فيلت؟******** ممکنه مـــــــرده غـرورت، شايدم گيـجي و مستي
دشمني هاي تو آخر ،کار ميده دست ما يک روز! ******* خوب باشه نيست که خيالش، بـرا ما نمونده دستي
فکــر نکن دنيــا هميشه، باب ميل تو مي چرخه! ******* يا که از دار مکافـــــات خبـــــري نيست و تو جستي
يه چيزي مونـــده تو اين دل که داره ميده عذابم!******** اونم اينه که تو خيلي ، خيلي خيلي، خيلي پستي !!!
|
|
|
|
 |
نام شعر
:
نقطه |
 |
نام مدیر و شاعر
:
سيد جلال
نوع شعر :
شعر نو موضوع
شعر
:
نقطه تنها نيست گرچه پايان است نقطه پشت خود نكته ها دارد اصل هر جمله نقطه آن است تا كند كامل معني آن را در دل نقطه درد دل هايي است شادي و غصه زهد پارسايان رنج آزادان سرگذشت لوط و فرعونها امر شاهان و قتل مظلومان ظاهرش مانند سنگ و باطنش مانند اشك است دفتر هستي نقطه ها دارد آخرين نقطه ، نقطه حق است چون كه مي بندد دفتر جان را در سراي بعد نقطه اي چون نيست قدر آن را دان ، تا زندگي جاريست |
|
|
|
 |
نام شعر
:
غزال عمر |
 |
نام مدیر و شاعر
:
سيد جلال
نوع شعر :
غزل موضوع
شعر
:
يـــــك پيك چابك و نامي به ما رســــيد___________ ســـــاز و دهلش به بــــام جهان رسيد اين كوي بـــــي محبت رندان شب نورد___________ تا صبح دل انگيز به مرغــــان بينوا رسيد دردي كه نمي خواست شود بلاي مريض__________ تا جاي رســـــيدن جــــــان به لب رسيد در روز بي نگــــــار و مه بـــــي فروغ ما___________ هفت آسما ن به داد دل اين زمين رسيد گفتند كه چرا مي كني عمر خود فداي فنا_________ گفتـــــا فنـــــا نبود گـــــــر به يار رسيد پيمان و عهدي كه ببستم به پـــاي تو من__________ با گردش ايام و ماه وسال به پايان نتوان رسيد |
|
|
|
 |
نام شعر
:
بهانه |
 |
نام مدیر و شاعر
:
آيدا
نوع شعر :
موضوع
شعر
:
بهانه اي براي با تو بودن نيست زمان, زمان وداع است جاي ماندن نيست ولي دلم ز نگاهي بهانه مي گيرد به عشق مي نشيند و عاشقانه مي ميرد اگر بهانه ندارم بهانه ي من باش دليل دغدغه هاي ترانه ي من باش |
|
|
|
صفحات قابل بازديد
1 2 
|
|
|
|
| |